
بالاخره مقامات قضايي كه مسئول مستقيم رعايت حقوق بشر هستند روزه ي سكوت خود را با اعترافي كوتاه شكستند. تاييد شد.. باز هم دست عوامل خود سر در كار بوده است و قاضي بدون هماهنگي با مراجع قضايي اقدام به اجراي سنگسار نموده است.
راستي چند روز گذشت؟
دوستانم به محل اجراي حكم رفته اند و انگار هنوز سنگهايي بزرگ كه خون بسيار بر آن دلمه بسته است بر دشتهاي تاكستان جامانده اند.. مي گويم و كسي مي گويد: " به جهنم! كاش از نوك بيني خود فراتر را ببينيد!"
... سنگهايي كه اولين آنها را خود قاضي پرونده به سر متهم كوبيده است! آخرينش را چه كسي ؟ اصلا چه فرقي دارد؟ مي گويند وقتي از گودال به بيرونش مي آوردند هنوز جان داشته و آقاي.. با بلوك بزرگي بر سرش ميكوبد تا خيالش از اجراي نهايت عدالت راحت شده باشد و به خانه برود تا دستان خون آلوده ي خود را بشويد! اين خون شسته مي شود آيا؟ روايت لحظه به لحظه ي سنگسار را مي دانم اما چه سود از بازگفتنش . .. جعفر را نديديم اما دعا را بسياري از ما ديديم ...
از درون زندان هنوز صداي فرياد زني بيرون مي آيد.. كسي در چار ديوار آن دخمه تمناي كمك دارد! يك نفر سنگسار شد اما ديگري هنوز نفس دارد! با دو كودك كه شايد روزهاي آخر بودن با مادر فلك زده و محكوم به سنگسارشان را تجربه مي كنند! كودكاني در وحشت روزهاي آخر زندان را سپري ميكنند تا به دست دايه ي كودكان بي سرپرست سپرده شوند.
باز هم از درون زندان خبري هست.. زنی آشفته حال است... خبر مي رسد كه مكرمه اشكبار فرياد مي زند... كاش اندكي از آرامش شهلا در هنگام دريافت حكم اعدام را مكرمه داشت... مكرمه اشكبار است، پلك چشمانش ورم كرده و در اقدامي غير منتظره تلاش كرده است با بريدن رگ دستش خودكشي كند، و بعد آرامتر شده و فرياد زده است كه "مسلمانان كاري كنيد! بچه هايم بي پدر شده اند.. شما را به خدا نگذاريد بي مادر شوند.. ميگويد خانواده اي ندارم تنها خواهري است كه گاه و بيگاه مي آيد با درد و ميرود.. هنوز تمام نشده .. زني هنوز در وحشت سنگسارشب را به صبح و صبح را معلوم نيست تا كي سپري مي كند! خطا كرده است؟ يازده سال كابوس سنگ باران براي پاك شدن گناه كسي بس نيست آيا؟ كاش رأفت رئيس قوه ي قضائيه شامل حال مكرمه و مكرمه هاي در بند هم مي شد؟ آقاي شاهرودي گفتيد كه سنگسار نداريم ! يك بار گفتيد سنگسار نمي كنيد و كرديد ! به هرچه اعتقاد داريد مكرمه را نكشيد.. چه سنگسار و چه اعدام! می گویند التماس چاره نیست قانون باید عوض شود .. درست است!
پرونده ي مكرمه و خود وي به احتمال قوي به تهران منتقل خواهند شد كه از اجراي خودسرانه ي حكم جلوگيري شده باشد. آقاي مدير كل آيا شما اختيار كنترل زندان هاي حوزه ي خود را نداريد؟ مگر نگفتيد كه حكم متوقف شده! مگر شما نبوديد كه گفتيد اين حكم در قزوين اجرا نخواهد شد؟
استمداد از مردم: جلوی سنگسار مکرمه را بگیرید
پيام رسيد كه گفته اند بيش از كوپنمان حرف نزنيم!
به دوستي زنگ مي زنم و مي گويم خبر تاييد شد بالاخره .. مي گويد تو يكي خوشحال نباش و به فكر خودت باش كه ...! اعتراض كرديم! پيامهاي مهرورزانه ي بسياري هم در اين مدت دريافت كرديم كه لابد نوش جانمان! فحش و ناسزا هم شنيديم كه باز هم لابد نوش جانمان .. !
بار اول كه گفتيم تنها چند ساعت كافي بود تا تمام دنيا با ما هم صدا شود اما انگار اينبار فريادمان را كسي نشنيد .. ساعت هاي انتظارمان براي تاييدخبر به انتها نمي رسيد انگار! نه! فريادمان را اينبار هم شنيدند اما كافي است هر خبري يك بار گفته شود.. بايد سكوت مي كرديم تا جعفر در ملا عام سنگسار شود؟ اين اعتراضي است كه خيلي ها كردند و مي كنند!
دريغ و درد كه آنچه از آن به عنوان پيروزي ياد شد عقب نشيني موقتي بود و باز ما مانديم و خودمان! كافي نبود! پي اش را گرفتيم اما كسي جواب ما را ميدهد مگر؟ ما را محكوم ميكنيد در حاليكه تمام دوستان ما را تنها به بهانه ي شركت در تجمعي مانند اراذلي كه مي رود تا به چوبه ي دار سپرده شود شلاق مي زنند و راهي دخمه ي اوين مي كنند! ديگر چه هزينه اي مانده كه نداده ايم؟
ازآنها كه شنيدند و سكوت كردند تا خبر از جايي تاييد شود مي پرسم : اگر تصوير سنگسار جعفر نيز مثل سنگسار دعا در بلوتوث موبايل ها به جاي سرگرمي روزانه تكثير مي شد آيا اينهمه سكوت مي كرديد؟
جمله هاي حكيمانه ي كساني كه كنار گود نشسته اند و در كمال آرامش دكمه هاي كيبورد را لمس ميكنند تا باقی مانده ی همان سنگ ها را بر سر ما بکوبند... از راه می رسند!
مي نويسيم و حاج محسن اردستانی رستمی پيام می دهد:
"لعنت بر هر چی مفت خور و پا لیس خارجی و ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی ما ها فدایی حسین فاطمه ایم ماها فدایی سید علی خامنه ای و جانی باشد شما را از صحنه کثافات روزگار پاک می کنیم"
اين را هم اگر نخوانده ايد بخوانيد :
"اولا که هنوز معلوم نیست خبر سنگسار خودسرانه مرد تاکستانی در یک ده دور افتاده واقعی است یا نه. چون هنوز از هیچ منبع رسمی تایید نشده و شاهد همه هم یا دمهای خودشان است یا دوستانشان. (منبع ادوار نیوز میدان است، منبع میدان اعتماد ملی، منبع اعتماد ملی هم بروبکس میدان) هیچکس هیچ کسی که بتواند با قطعیت ادعا کند طرف سنگسار شده و نه اعدام وجود ندارد. و اگر به من باشد که میگویم حالا اصل مرگ این مرد هم هنوز سند و منبع درست و حسابی ندارد. برای همین مثلا خیلیها از جمله بی.بی.سی خبر آن را هنوز نداده است."
منتظر تاييد خبر بي بي سي بودند آقايان!
و بعد از تاييد خبر بخوانيد:
" در نتیجه دفعهی بعد بهتر است خانمها و آقایان شیک و مامانی معترض ما اگر خیلی دلشان میخواهد به قضات محلی فشار بیاورند، بجای آزردن انگشتاهشان در فرستادن چهار تا ایمیل به سازمانهای حقوق بشر ساکن نیویورک و واشنگتن و تلفن و فاکس و ایمیل زدن به دفتر سوپر هایتک دادگستری تاکستان، باسن مبارک را از صندلی بلند کنند و تک پا بروند تاکستان و آنجا حسابی و هر قدر میتوانند به قاضی فشار بیاورند."
و اين يكي :
"امثال تو و ... و ... آشغال لجن هستید که برای اینکه بخواهید اسم خودتون رو مطرح کنید دنبال این مسائل می رید کثافت ها لجن ها ...ها"
يا اين يكي كه كمي مؤدبانه تر است انگار:
"راستش نمی دانم باید به شما تبریک بگویم یا لعنت بفرستم. باید برایت هورا بکشیم یا توی سرمان بزنیم از این که می دانیم تنها در وسوسه نامید. چه بگویم کدام یک از زندانیان در بند را سراغ گرفتید که جرمشان زنا نبود و خلاف عرف جامعه که قابل دفاع تر بودند. کدامتان یادتان بود که در کردستان ایران روزها آدم ها را به دار کشیدند و یا در ساری دختر نوجوانی را کشتند اما شاید شما همه به فکر این بودید که از این ها نامی نمی ماند. گاهی اوقات دلم سخت می گیرد از این که می دانم هرکس می خواهد خودش را بزرگ کند بزرگتر. از این که می دانم نه جان جعفر و مکرمه و کبری و شهلا که مهم برای شما ها نامتان است و نانتان. راستی شما برای زندگی شخصی خود چه کرده اید؟ راستی فرزندان شما چه خواهند کرد؟ راستی دوستان شما چه می کنند؟ راستی در نزدیکی شما چند مکرمه و جعفر کیایی زندگی می کنند. نه بگذار کمی نزدیکتر شوم در شهر لعنتی شما کارگران قوه پارس چند ماه است حقوق نگرفته اند؟ چند زن کارگر را می شناسید که تن به تن فروشی داده اند تا زندگی اشان بگذرد؟ چند دختر جوان را سراغ دارید که از نداشتن خود را عرضه می کنند و شما ها..... بابا بی خیال برو زندگیتو بچسب."
در پي نام نبود كه نوشتيم .. فرياد اعتراضي بود كه نام اين روزها از جاي ديگري در مي آيد! از پاچه ليسي بزرگان جاه .. نه از نوشتن چند خط اعتراض در يك وبلاگ بي خواننده ! نمي گويم شما خود چه كرديد! بضاعت ما اين بود ... اگر بيش از اين نبود دوستان بر ما ببخشايند!
گزارش تابان یکی از نشریات محلی قزوین از اجرای سنگسار در تاکستان
ميدان زنان : واکنش کميسر عالي سازمان ملل نسبت به سنگسار جعفر کياني
شادی صدر : ریشه ها
آسيه : ديالوگهايي از يك سفر "سنگ"ين،
**آسیه:پاسخي براي آقاي حسين درخشان
آسيه : در راه برگشت از تاکستانم...
بهزاد مهرانی:سنگسار تاکستان
میرا :همه این سنگهای لعنتی
جمهور :سنگسار سیاسی جامعه ایران
نسیما: سرت را بالا بگير و سنگ ها را پرتاب كن
این نوشته پاسخی نقادانه است به تلاش های این روزها. بخوانید
نگاهی دیگر : یک سنگسار هوشمندانه
دادستان كل كشور:بخاطر اجراي يك حكم ، نبايد عملكرد قوه قضاييه رازير سوال برد
يك مقام مسوول در قوه قضاييه خبر داد: به اقدام قاضي صادركننده اجراي حكم سنگسار در دادستاني انتظامي قضات رسيدگي ميشود. (جنگ زرگری!)
میدان: بازتاب گسترده سنگسار تاکستان در روزنامه هاي ايران
نکته: خبرگزاری فارس نیوز (نورچشمی) و روزنامه هاي ايران و رسالت بخش مربوط به سنگسار را از خبر مصاحبه جمشيدي کاملا حذف کرده اند. راديو و تلويزيون نيز خبر مصاحبه مطبوعاتي ديروز سخنگوي قوه قضاييه را بدون پخش قسمت مربوط به سنگسار تاکستان نقل کردند.
شرق:
سخنگوي قوه قضائيه در گفت و گو با شرق اعلام کرد: "تابع شرع و قانون هستيم"